اوقات شرعی
  • دوشنبه،11 اردیبهشت 1396
  • ورود
 
       
      •  
        منبع خبر :
        تعداد بازدید: 31
        کد: 122376
        تاریخ انتشار:
        ۱۳۹۵/۱۲/۲۵

        ساخت فاطمیه به دست بانوان محله لشکر

        به اشارات بانو
        ساخت فاطمیه به دست بانوان محله لشکر

        اگر بخواهیم تاریخچه و چگونگی ساخت و ساز بنای فاطمیه قاسم اباد را بنویسیم و همانند یک لوح، بر سر در آن نصب کنیم؛ این کار نشدنی است، چراکه ماجرا در قالب چند خط و چند صفحه نمی‌گنجد؛ اما اگر این کار، شدنی بود، هرکسی که وارد فاطمیه می‌شد، می‌توانست دریابد این مکان مذهبی که به نام بانوی دو عالم نامگذاری شده، خشت به خشتش به همت و بازوی زنان محله لشکر ساخته شده، درحالی‌که در تمام مراحل ساخت، ذکر توسل بر لب این بانوان بوده است.

        بولوار فاطمیه که در محله لشکر قرار دارد، به خاطر وجود بنای فاطمیه، این نام را گرفته است، بنایی که گنبد سبز رنگش، با ورود به این بولوار، دیده می‌شود و اگر قرار باشد، تاریخچه ساخت و سازش را مرور کنیم باید به سال 67 برگردیم.

        سال‌هایی که جنگ بود و مردان محله لشکر که همه نظامی و ارتشی بودند،  عازم جبهه‌های جنگ شده بودند. قاسم‌آباد، بیابانی بیش نبود با خانه‌هایی پراکنده که در محله لشکر وجود داشت. مردی بالای سر خانم‌ها نبود و آن‌ها برای اینکه در کنار هم باشند، روزها در خانه‌های یکدیگر جمع می‌شدند وبا خواندن دعا و ذکر توسل، قوت قلب هم بودند. خانواده‌های زیادی شهید و جانباز داده بودند و حس همدردی بین خانم‌ها موج می زد.

        عالیه مَقانی، یکی از همین بانوان بود که سال 65، پسرش ناصر تیموری‌نژاد، درعملیات کربلای 5 و با فریاد یا زهرا  به شهادت رسید. او یک سال و نیم پس از این ماجرا، قدم اول را در ساخت فاطمیه برداشت تا طی سال‌های متمادی و با کمک مردم، آجر به آجر این بنای مذهبی گذاشته ‌شود و به قول خودش ،اینجا دریایی است که قطره قطره ساخته شده است؛ مکانی که حالا برنامه‌های مختلفی در آن اجرا می‌شود و دعای توسل روزهای سه‌شنبه آن، پذیرای بیش از 1500 نفر است.

        ....

        حاج‌خانم مقانی اشاره می‌کند که: «ساخت و ساز فاطمیه، اثرات بسیار خوبی برای خانم‌های محله لشکر در زمان جنگ داشت. به خاطر جنگ و نبود مردان‌، خانم‌ها دلهره و اضطراب زیادی داشتند. محله لشکر، فقط یک نانوایی و یک قصابی داشت و تنها وسیله نقلیه عمومی آن، یک مینی‌بوس بود. امکاناتی نداشتیم و مشکلات‌مان زیاد بود. تا زمانی که پسرم ناصر، به خدمت سربازی نرفته بود، او کارراه‌انداز شهرک بود و هر کسی هر کاری داشت، به او می‌گفت تا انجام بدهد. ساخت فاطمیه باعث شد آرامش خاصی بین خانم‌ها برقرار شود و بعد از اینکه، فقط یک اتاق را ساختیم، روزها دور هم جمع می‌شدیم و کلاس‌های قرآن برای بچه‌ها و بزرگسالان برگزار می‌کردیم، از همان موقع، تهیه جهیزیه را هم به عهده گرفتیم. انجام این کارها و حضور در بنای رو به ساخت فاطمیه، عشق و آرامشی را به دل‌ها داد که باعث شد سختی‌ها را فراموش کنیم. هر صبح که از خواب بیدار می‌شدیم داخل همان تک اتاقی که ساخته شده بود، می‌آمدیم، برای رزمنده‌ها مواد غذایی آماده می‌کردیم و بافتنی می‌بافتیم و به جبهه‌ می‌فرستادیم.»

        با فروش طلاها، پول خرید زمین جور شد

        در سال 67 وقتی حاج‌خانم مقانی، پیشنهاد ساخت فاطمیه را بین اهالی مطرح می‌کند، همه آن را غیرممکن می‌دانند اما حاج‌خانم، مصمم‌تر از آن بوده که از انجام این کار، کنار بکشد. او به خاطر خوابی که دیده بود و نیز به دلیل علاقه و عشق شخصی که از دوران نوجوانی به برپایی بنای فاطمیه داشت، با تمام توان، کارش را شروع می‌کند؛ «گفتم حتی اگر شده یک یا دو اتاق بزنیم، باید این کار را بکنم. هیچ پولی دست‌مان نبود. همه رضایت به فروش طلاهای‌مان دادیم و 300 هزار تومان پول جمع شد. خودم دنبال خرید زمین رفتم و بعد از مراجعاتی که به تعاونی مسکن و سازمان مسکن و شهرسازی داشتیم، توانستم 600 متر زمین را با قیمت 500 هزار تومان بخرم که از محل فروش طلاها و جمع‌آوری نقدی بود. بعد از اینکه هیات‌امنا تشکیل دادم، از  آنها امضا گرفتم که به نمایندگی‌شان، کارهای ساخت و ساز فاطمیه را پیگیری کنم.»

        عهد کردم هیچ‌وقت برای مخارج فاطمیه، به کسی رو نیندازم

        کلنگ ساخت این بنای مذهبی توسط، آیت‌ا... شیخ ابوالحسن شیرازی، امام جمعه وقت مشهد به زمین می‌خورد و حاج‌خانم مقانی همان‌جا با خودش پیمانی می‌بندد؛ «جای کلنگ را بوسیدم و عهد کردم که هیچ‌وقت، برای هزینه ساخت و ساز فاطمیه، به کسی رو نزنیم و دست‌مان را برای اینکار، جلو کسی دراز نکنیم. از خود حضرت زهرا خواستم کمک کند تا پول ساخت و ساز این بنا، محترمانه فراهم شود و خود مردم کمک کنند.»

        مادر شهید تیموری‌نژاد از علت این عهدش نیز می‌گوید: «قبل از اینکه قضیه ساخت و ساز فاطمیه پیش بیاید، یکبار برای انجام کاری، به حجره یکی از آشنایان که نزدیک حرم بود، رفته بودم. آنجا  دو خانم آمدند که قبض در دست‌شان بود و تقاضای کمک به یک مکانی را داشتند. حاج‌آقا برخورد نامناسبی نشان داد و گفت که شما خانم‌ها همیشه، قبض به دست هستید و پول می‌خواهید. کشو من الان پر از قبض پرداختی است. من از دیدن این برخورد، خیلی ناراحت شدم و تصمیم گرفتم هیچ‌وقت برای خرج ومخارج فاطمیه به کسی رو نیندازم و خدا را شکر، تا به امروز هم این کار را نکرده‌ام»

        یک هفته پیگیر رسیدن آهن بودم

        فراهم کردن مصالحی چون آهن، سیمان، آجر، شن و ... هر کدام خاطره‌ای شنیدنی دارد که خانم مقانی، تمام آن‌ها را با جزییاتشان به یاد دارد. پیش از همه، به دنبال خرید آهن رفته، یک تنه و تنها؛ «آن زمان آهن و میل‌گرد به صورت دولتی، داده می‌شد و جایی در میدان‌شهدا بود که باید می‌رفتیم و ثبت‌نام می‌کردیم. به جرات می‌توانم بگویم یک هفته، هر روز صبح، ساندویج برمی‌داشتم و به میدان شهدا می‌رفتم. زیر لب ذکر استغاثه به حضرت فاطمه(س) را تکرار می‌کردم و دعا می‎‌کردم آهن و میل‌گرد برسد. تا اینکه یک روز بالاخره بار آهن رسید و من پیش مسئول آنجا رفتم و جریان ساخت فاطمیه را برایش تعریف کردم و گفتم یک هفته است هر روز می‌آیم. آن آقا هم پرونده‌های قبل از من را نگاه کرد و گفت بقیه پرونده‌ها، همه مربوط به ساخت خانه است و چون بنای شما به نام بی‌بی‌ دو عالم است، من کار شما را راه می‌اندازم و امیدوارم خدا هم راضی باشد. بعد هم گفت برو، پولت را جور کن تا میل‌گردها را برایت بفرستم. من هم هیچ پولی نداشتم و به خانم‌های جلسه قرآن که 30 نفر بودیم، گفتم اگر کسی نذری دارد، می‌تواند خرج فاطمیه کند و از همان زمان، اهدای نذورات مردم به فاطمیه شروع شد و خانم‌ها به بستگان‌ و فامیل خود اعلام کرده و آن‌ها هم با  عنوان نذورات، کمک مالی کرده بودند. وقتی هم پول را برای خرید میل‌گرد بردم، هنوز مقداری از آن کم بود که مسئول آنجا خودش آن را تقبل کرد و گفت می‌خواهد در ساخت فاطمیه، شریک شود.»

        به ما نگاه نکیند، به عظمت حضرت زهرا(س) نگاه کنید

        حاج‌خانم تمام این اتفاقات را از توجهات و عنایات خود حضرت فاطمه(س) می‌داند و از نمونه این ماجراها، خاطرات زیادی دارد که مجال نوشتن همه آن نیست، مگر بیان بعضی ازآن‌ها: «بعد از شناژبندی ساختمان، باید به سیمان‌ها آب می‌دادیم و شیلنگ آب، مناسب این کار نبود. به چهارراه آزاد شهر رفتم و قرار شد کسی از آنجا، تانکرش را به مدت چند روز، سر ساختمان بیاورد و به سیمان‌ها آب بدهد. آن آقا سه روز آمد، بی‌آنکه پولی برای پرداخت به او داشته باشیم. روز سوم، یک ماشین عبوری، جلو فاطمیه ایستاد و چند مرد از آن پیاده شدند. آن‌ها پرده‌نوشتها روی دیوار بهداری را که کنار فاطمیه قرار دارد و خودمان آن را نصب کرده بودیم، خواندند و از من ماجرای ساخت این بنا را پرسیدند. تعجب کردند که ما عده‌ای زن، دست خالی تصمیم به ساخت این بنا گرفته‌‌ایم و گفتند این کار نشدنی است؛ الان مردها در کار ساخت مسجد مانده‌اند؟ گفتم چرا نشدنی است. شما به داشته‌های ما نگاه نکنید به عظمت حضرت فاطمه(س) نگاه کنید. من مطمئنم خودش کارها را درست می‌کند. بعد دیدم آهسته با هم حرف زدند و پول‌های‌شان را روی هم گذاشتند و گفتند اجازه می‌دهید ما پول تانکر را حساب کنیم که شریک این کار خیر شویم؟ پول تانکر آب هم به این شکل، جور شد.»

        آنقدر نام حضرت را تکرار می‌کردم که جواب می‌گرفتم

         حاح‌خانم مقانی در جای‌جای حرف‌هایش، از اثرات توسل به حضرت فاطمه(س) یاد می‌کند و اینکه وقتی به ایشان توسل می‌کنی، حتما مورد توجه قرار می‌گیری. با تاکید می‌گوید: «وقتی به مشکلی  برخورد می‌کردم، آنقدر نام ایشان را تکرار می‌کردم و نماز استغاثه می‌خواندم که خسته‌اش می‌کردم و جوابم را می‌داد.»

        او یکی از خاطرات دیگر زمان برپایی فاطمیه را برای‌مان تعریف می‌کند: «زمانی که ماشین دوم آجر را خالی کردند، باز هم پولی نداشتیم که پرداخت کنیم. در محله ما خانم خیاطی زندگی می‌کرد که گاهی از محل درآمدش در تامین هزینه‌های فاطمیه، شریک می‌شد. همان روزها پسرش در کلاس درس، مشغول تهیه کاردستی، تراشه‌ میخ توی چشمش پریده بود. این خانم پیش من آمد، گریه کرد و گفت پزشک‌ گفته باید چشمش راخالی کنیم. به او گفتم به حضرت فاطمه توسل کن و نذری برای بنای فاطمیه کن. بعد از اینکه همان روز رفت بیمارستان، دوباره برگشت. باز هم گریه می‌کرد. گفت پسرم را برای اتاق عمل آماده می‌کردند که یکی از پزشکان تهران که برای بازدید آمده بوده، پسرم را دید و همان‌جا به صورت سرپایی، با یک پنس، تراشه را از چشم او درآورد. بعد هم این خانم نذرش را ادا کرد و پول خرید ماشین دوم آجر را تقبل کرد.»

        زیرزمین با نیروی دست خانم‌ها خاکبرداری شد

        بعد از اینکه بنای فاطمیه سروسامان می‌گیرد و فضای اصلی ساخته می‌شود، نه تنها بانوان قاسم‌آباد، بلکه خانم‌هایی از نقاط مختلف شهر، روزهای سه‌شنبه برای شرکت در مراسم دعای توسل می‌آمدند و در مراسم‌ها و جلسات قرآن فاطمیه شرکت می‌کردند و فضا کم داشتیم. هر چند وقت یکبار از بزرگانی همچون آیت‌ا... عبادی و حجت‌الاسلام راشد یزدی دعوت می‌کردیم که فاطمیه بیایند و این برنامه‌ها مورد استقبال مردم قرار می‌گرفت.  به همین خاطر تصمیم گرفتیم 600متر دیگر زمین بخریم. قطعه زمین دوم را هم، با پولی که خود مردم اهدا می‌کردند خریدیم و باز به دست خود بانوان ساخته شود. فقط سرکارگر و کارگرمان آقا بود و بقیه کارها را برای اینکه هزینه‌ای پرداخت نکنیم، خودمان انجام می‌دادیم. خانم‌ها لباس کار می‌پوشیدند و مشغول می‌شدند. زمانی که می‌خواستیم زیرزمین را گسترش بدهیم، معمار به ما گفت به خاطر اینکه ساختمان، روی زیرزمین ساخته شده، لودر نمی‌تواند پایین برود و امکان این کار نیست. من خیلی ناراحت شدم و از حضرت کمک فکری خواستم. آخرش به این نتیجه رسیدم که با دست، زمین را خاک‌برداری کنیم. موضوع را با خانم‌ها مطرح کردم و آنها هم اعلام آمادگی کردند و این زیرزمینی که الان وجود دارد، با نیروی دست همین خادمان حضرت زهرا(س)، خالی و ساخته شده است.»

        فاطمیه مرحوم عابدزاده، سرچشمه فکر ساخت فاطمیه قاسم‌آباد شد

        خودش سرچشمه این علاقه و انگیزه برای ساخت فاطمیه را در دوران نوجوانی‌اش می‌داند و می‌گوید: «16 سالم بود که به فاطمیه مرحوم عابدزاده می‌رفتم و شاگرد خانم‌ها رنجبر و مرحوم شیخ‌الاسلامی بودم. آنجا بیشتر از آنکه به فراگیری قرآن علاقمند باشم، دنبال مسئولیت‌داشتن و کارهای اجرایی بودم و با سماجت هم توانستم، مامور انتظامات شوم. از همان زمان‌ها بود که در ذهنم این شکل گرفت باید یک روز خودم فاطمیه برپا کنم و هرکاری از دستم برمی‌آید در این راه انجام دهم. بعد از شهادت پسرم ناصر، خوابی دیدم که به دنبال آن، مصمم شدم هرطور هست، این کار را بکنم.»

        کم مخواه از عطای بسیارش

        فاطمیه امروز قابل مقایسه با سال‌ها قبل نیست. حالا وقتی به داخلش قدم می‌گذاری، با دیوارهایی آینه‌کاری شده روبرو هستی و درها و لوسترهایی که مردم، هزینه خرید آن را پرداخت کرده‌اند و خانم مقانی در این خصوص می‌گوید: «کار آینه‌کاری‌ها هفت ماه طول کشید. آینه‌کار می‌آمد، بخشی از دیوار را آینه می‌کرد، پولش را می‌گرفت و می‌رفت. باز هروقت پول دست‌مان می‌آمد، خبرش می‌کردیم که بیاید.»

        حالا نَقل پرشوری روزهای سه‌شنبه فاطمیه و دعای توسل آن، از برکت همین استغاثه به حضرت فاطمه(س) و نیت خادمان افتخاری اوست. خانم مقانی درباره برنامه‌های فعلی این مکان معنوی می‌گوید: «سه‌شنبه‌ها از ساعت سه به بعد، برای خانم‌ها دعای توسل داریم که بیش از 1500 نفر شرکت می‌کنند و هفته درمیان با آش و شیربرنج از آن‌ها پذیرایی می‌کنیم. شب‌های جمعه نیز مراسم دعای کمیل داریم که مردم گوسفند نذری می‌آورند و به شرکت‌کنندگان در مراسم، آبگوشت می‌دهیم. در طول هفته نیز برای خانم‌ها کلاس‌های مفاهیم، روخوانی، روانخوانی، ترجمه، تفسیر و حفظ قرآن و نیز احکام و نهج‌البلاغه برگزار می‌کنیم. علاوه بر این، سه روز در هفته، کلاس ورزش صبحگاهی داریم و تا به امروز، توانسته‌ایم برای 50 عروس نیازمند، جهیزیه تهیه کنیم. اهدا بسته‌های ارزاق ماهانه و تامین پول دارو و درمان برای خانواده‌های نیازمند وتهیه سیسمونی از دیگر کارهایی است که داخل فاطمیه انجام می‌شود.»

        حاج‌خانم مقانی صحبت‌هایش را با این جملات به پایان می‌برد که: «اگر جوان‌ها توسل و بعد هم توکل را در زندگی، پیشه خود قرار دهند، مشکلات‌شان حل می‌شود. به قول شاعر، گرنگاهی به ما کن زهرا/ دردها رادوا کند زهرا/کم‌مخواه از عطای بسیارش/ زا‌چه خواهی، عطاکند زهرا»

        تعداد بازدید: 31
        ارزیابی
        ارزیابی این مورد:
        0 0
        آیا این مطلب را می پسندید؟ بله خیر